"
Sendt af

راز گـــل ســــــــــــــــرخ

   «  آرشيو   صفحه اصلي وب لاگ »

1234...18

موضوع : عيد سعيد فطر مبارک بادتاريخ : 30 September 2008   شماره : 10

 

اللهم أهل الکبریاء و العظمة و أهل الجود و الجبروت

و أهل العفو و الرحمة و أهل التقوی و المغفرة

eid9.gif

با سلام مجدد خدمت همه بینندگان عزیز.امیدوارم که ماه رمضان خوبی رو پشت سر گذاشته باشین. همچنین عید سعید فطر رو خدمت همه شما عزیزان تبریک و تهنیت و شادباش عرض می کنم .. ان شاء الله این عید سعید آخرین عید فطر در زمان غیبت آقا امام زمان باشه .. اینم زبان حال منتظران آقا:

روزه هجر تو از پای بینداخت مـــــرا           کی شود با نمک وصــل تو افطار کنم

به امید اون روز که نماز عید رو پشت سر آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اقامه کنیم.

 

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : شب قدرتاريخ : 23 September 2008   شماره : 9

 

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است كه:

1. قرآن در آن نازل شده است.

2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.

ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

 

 

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : رمضانتاريخ : 11 September 2008   شماره : 8

 

واژه «رمضان» از ریشه «رَمَضَ» است، به معناى بارانى كه اوّل پاییز مى‏بارد و هوا را از خاك و غبارهاى تابستان پاك مى‏كند و یا به معناى داغىِ سنگ از شدّت گرماى آفتاب . (1)  

امّا درباره این كه چرا این نام بر یكى از ماه‏هاى سال، گذاشته شده است، زمخشرى (م 528 ق) گوید:   

اگر پرسى: «چرا ماه رمضان را به این نام نامیده‏اند؟»، گویم: روزه در ماه رمضان، عبادتى دیرین است، و گویا عرب‏ها این نام را به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگى و چشیدن سختى آن، نهاده‏اند، همچنان كه به آن «ناتق (رنج‏آور)» هم گفته‏اند؛ چون سختى روزه، آنان را به رنج و زحمت مى‏افكند .   

و گفته‏اند: چون نام ماه‏ها را از زبان قدیم نقل كرده‏اند، آنها را با زمان‏هایى كه در آنها قرار داشتند، نامیده‏اند و این ماه، در روزهاى گرم و داغ بوده است .(2)    

شمارى از روایات، این نامگذارى را به سبب نقشى دانسته‏اند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگى‏هاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد. از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله  روایت است: إنّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَ نَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛‌ این ماه را رمضان نامیده‏اند: چون گناهان را مى‏زداید.

این وجه در نامگذارى، از یك سو با ریشه لغوىِ «رمضان» و از سوى دیگر با بركات، ره‌آوردها و آثار آن، هماهنگ و متناسب است .    

شمارى از روایات، این نامگذارى را به سبب نقشى دانسته‏اند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگى‏هاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد.
 

91265.gif

    ارسال نظر ( 1 )!
موضوع : فکرشم نکرده بودمتاريخ : 30 August 2008   شماره : 7
 
فكرشم نكرده بودم
توي فال من بيفتي
وقتي افتادي چرا پس
هيچي از خودت نگفتي؟
تو نگفته بودي واسم
که چشات هميشه خيسه
 زندگيت يه دونه دفتر
 با يه چند تا خودنويسه
هميشه خيال ميکردم
خشک و مردونه وسردي
 حتي به حس لطيفت
يه اشاره هم نکردي

به خدا نميدوتستم
که دلت پر از ترانه ست
 تو بهم نگفتي  دنيات
يه جورايي شاعرانه ست
 خيلي دوست دارم بدونم
دلت عاشق کي ميشه؟
 چرا هيچي نمي گي تو؟
چرا ساکتي هميشه؟
آخه شاعرام يه روزي
دلشون هوايي مي شه
 به خدا دروغ نمي گم
فکر کني،خدايي ميشه

 دل ميدن به يه نفر که
خيلي دنبالش مي گشتن
واسه پيدا شدنش از
هر چي فکر کني گذشتن
 يادته شعراي يغما(يغما گلرويي)
که واسه يه مهربون بود
 توي هر بند ترانه اش
کلي دلواپس اون بود
 دختري که طرحِ عشقو
رو بوم لحظه هاش زد
اومد و چه عاشقونه
واسه زندگي صداش زد
 دختري که خيلي کارا
اون روزا به خاطرش کرد
دختري که با نگاهش
تا هميشه شاعرش کرد
 دختري که ميگن اسمش
خانومِ رنگين کمونه
هنوزم کسي که دستاش
که توي دستشه همونه
اما شايا!تو و مريم(مريم حيدرزاده)
چرا اينخدر گوشه گيرين؟
چرا با اين همه عاشق
واسه هيچکس نمي ميرين؟
 هميشه تنهاي تنها
سَرتون توي کتابه
 فکرتون فقط هميشه
پي واژه هاي نابه
سَرِتون يا گرمِ خوندن
يا نوشتنه هميشه
همو غمتون همينه
اينجا چي قافيه ميشه؟
عاشق هيچکي نيستيد
با يه دنيا عاشقانه
کاري با هيچکي نداريد
دنياتون شده ترانه
کسي نيست که عمرتونو
لااقل به پاش بذارين
کسي نيست که يعضي وقتا
سر رو شونه هاش بذارين
چرا اين همه گذشته
به کسي دل نمي بندين؟
راستي شايا تو و مريم
متولداي چندين؟
سعي دارين جلوي رسمي
که شده بابُ بگيرين؟
يا مي خواين که پيش روتون
راه سهرابُ بگيرين؟
دل آسموني آره
جاي آدما نميشه
آره هيچکي توي دنيا
لايق شما نميشه
ولي بعضي ها همين جا
خيلي مهربون و نازن
خيلي ها همين حوالي
شاعرن،ترانه سازن
شايا دوست دارم بدونم
چه چيزايي آرزوته؟
تا کجا ادامه داره
جاده اي که پيش روته؟
 نکنه تو دوست نداري
يکي که ماهِ زمينه
شبا با حسِ قشنگش
پاي صحبتات بشينه؟
دوست نداري يه فرشته
نازنينِ خوشگلت شه؟
 يه زن از نسل ترانه
بياد و مَکمِلِت شه؟
نذار اين روزاي زيبا
واسه غم بشه بهونه
نمي خوام فردا يه وقتي
حسرتش برات بمونه
نمي خوام تو بي کسي ها
آخرش تو پس بيفتي
بعده اين همه دويدن
يه روز از نفس بيفتي
طرز زندگيت عزيزم
مي مونه روي زبونا
مي دوني يه روزي شايد
بشي الگوي جوونا
پس مراقبِ دلت باش
تنهايي اينقده خوب نيست
برو و فکر طلوع باش
هيچي نلخ تر از غروب نيست
نذار اين روزاي زيبا
واسه غم بشه بهونه
نمي خوام فردا يه وقتي
حسرتش برات بمونه
 
 
 
    ارسال نظر ( 2 )!
موضوع : زمستونتاريخ : 09 June 2008   شماره : 6

 

من و تو هر دو از فصل زمستون
ميون برف اين زمونه پنهون
سپيده برفي که مارو پوشونده
تنامون و به نابودي کشونده
نمي تونيم بيدار شيم زير اين برف
نمونده رو لباي بسته مون حرف
مي خشکيم و مي پوسيم و مي ميريم
يه روز از اين روزا آروم مي گيريم
تنامون و سپرديم دست سرما
نفهميديم چي اومد بر سر ما
يه روز ديديم تو يخبندون اسيريم
دعا کرديم که دور از هم نميريم

زمستون ريشه هامون و سوزونده
ما رو تا مرز خشکيدن کشونده

درختيم دو درخت بي نشونه
فقط يه خاطره از ما مي مونه
حديث کهنۀ برف و زمستون
که خورشيد و دوباره کرده پنهون
بده دستاي سردت رو به دستم
تا جون دارم کنارت با تو هستم .

TinyPic image
 TinyPic image

 

    ارسال نظر ( 3 )!
موضوع : I Miss Youتاريخ : 19 May 2008   شماره : 5

 

i-miss-u.jpg

 

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : I Love You Becauseتاريخ : 28 April 2008   شماره : 4

 

I Love You Because

I love you because
of the person you are

I love you because
be honest with me

I love you because
you'll be the one I ever had

I love you because
how perfect and sexy you are

I love you because
you brought me the happiness

I love you because
your smile lights up my day

Love you sweetie forever & ever

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : سال نو مبارکــــــــــــــــ نـــــــــوروز 1387تاريخ : 20 March 2008   شماره : 3

 

YPPAH

WEN

RAEY

724477q91a05862f.gifs4uw6r.gifs4uw6r.gifs4uw6r.gif724477q91a05862f.gif

يا مقلب القلوب و الابصار              يا مــدبر الليـل و النــهـار

     يا محول الحول و الاحوال           حول حالنا الي احسن الحال
 
هر روزتان نوروز بـــاد
نوروزتان پيروز بـــــاد
 
474167l68h9nknqq.gif474167l68h9nknqq.gif

729356tog9emhror.gif


بــاز مـــی آیــــد بــــهـــار دلـنشین /  بــاز بــلـبــل مــی شــود با گل قرین
بــاز صـــحــرا پـر شقایق می شود /  بــاز روشــن قــلب عـاشق می شود
فــصــل ســـرد از هــیــبت باد بـهار /  مــی کــنـــد از پــیـش روی او فـرار
ســفــره هــا بــا هـفت سین آراسته /  بــا گـــل مـــهـــر و صــفـــا پیراسته
بــر ســر سفره جـوان و خُرد و پیر /  ســبزه و آئــیــنـه و مــاهـی و سـیر
سـیـب و سـنـبـل در کـنـار یــاسـمـن /  عطربــیــد مـِشک چــون مُشک خُتَن
سرکه و سنجد، سماق و شمع و گل /  عـــیـــد آمــد بـــا دف و ســاز و دُهُل
ســال نــوتـحـویل و سال کهنه رفـت /  هــم دل مــا تـازه شد هم شال و رخت
یــا مــُقــلّب،قــلب مـــارا شـــاد کــن /  یـــا مـــُدبّـــر خـــانــــه را آبـــاد کـــن
یـــا مـــُحـــول ،اَحســــنُ الــّحالم نما /  از بـــدیـــهــــا فـــارغُ الـــبـــالــم نـما
ایـــن دل «جـــاویــد» را پـاک از ریـا /  کُــن خــــدا ،ای قـــادر بـــی مــنـتــها

   884414aeo26qlzts.gif884414aeo26qlzts.gif884414aeo26qlzts.gif884414aeo26qlzts.gif884414aeo26qlzts.gif884414aeo26qlzts.gif

 

    ارسال نظر ( 1 )!
موضوع : Happy Valentine Dayتاريخ : 14 February 2008   شماره : 2

 

To my Valentine, with all my love,
Of whom I cannot say enough in praise:
May my love for you sufficient prove,
Yearning to redeem your caustic days.
Vortices within may drag you down.
Anchor, then, in my serenity.
Love saves some who otherwise might drown,
Embarked alone upon their Galilee.
Nor should you deem your own love not enough
To be the chapel to which I retreat
In search of a pavilion for my pain.
No love is love unless it be a seat
Enchanted, where a stone might weep again
To my Valentine, with all my love,
Of whom I cannot say enough in praise:
May my love for you sufficient prove,
Yearning to redeem your caustic days.
Vortices within may drag you down.
Anchor, then, in my serenity.
Love saves some who otherwise might drown,
Embarked alone upon their Galilee.
Nor should you deem your own love not enough
To be the chapel to which I retreat
In search of a pavilion for my pain.
No love is love unless it be a seat
Enchanted, where a stone might weep again

 

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : پری ناز برفیتاريخ : 09 January 2008   شماره : 1
 
 
پری ناز برفی
دختر نازِ دی ماه ، حوای سیب وگندم
شیطنتِ گلِ سُرخ ، از بغض تا تبسم
همشونه با پرستو ، به این قفس پریدی
غزل غزل ترانه ، به قصه پر کشیدی
پریِ نازِ برفی ، عروسکِ زمستون
سکوتِ باغُ باغچه ، آوازِ باد و بارون
بی تو سکوتِ محضم ، نه واژه ای ، نه حرفی
دختر خوشگلِ دی ، عروس فصلِ برفی
وقتی که تو می خندی ،آب می شه بغض برفا
با تو طلایی میشه ،رنگ تموم حرفا
می خونی با سکوتت ، وقتی که حرفی داری
عروسک قشنگم ، تن پوش برفی داری
غرورِ آبیِ تو ، همرنگ آسمونه
نه ساده ای ، نه مغرور ، زلالی عاشقونه
برف و تگرگ و بارون ، سمفونیِ زمستون
می خوا باهات برقصه ، تنهاییِ خیابون
 
    ارسال نظر ( 2 )!

1234...18


Copyright 2005 Cloob.Com, All right reserved.